حسين علوى مهر
215
روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )
تعريف گرايشهاى تفسيرى يكى از مباحث مهم در مكاتب و روشهاى تفسيرى ، گرايشها يا اتجاهات تفسيرى ( Approachesin toInterpretation ) است . همانطور كه در بحث تعاريف گذشت ، گرايشهاى تفسيرى ، ويژگىها و خصايص فكرى يك مفسر است كه پيش فرضها و تراوشهاى فكرى خود را در تفسير اعمال مىكند و اين باعث مىشود تا تفاسير از يكديگر متمايز گردند . به طور كلى مىتوان گرايشهاى تفسيرى را به گرايش تام ، ناقص و تركيبى تقسيم نمود : الف . گرايش تام : در اين نوع گرايش ، انديشهها و ويژگىهاى فكرى مفسر در تمام آيات ، تأثير گذاشته و با معانى و پيش فرضهاى خاص خود ، تمام آيات را بر همين اساس تفسير مىنمايد . براى اين نوع گرايش ، مىتوان به تفاسير صوفى ، رمزى و عرفانى اشارت نمود كه افكار و انديشههاى آنان ، تمام آيات را در برگرفته و مطابق مبانى باطنى و درونى خود به تفسير آيات پرداختهاند . ب . گرايش ناقص : منظور از گرايش ناقص ، اين است كه مفسر در تفسير قرآن كريم از منابعى ؛ مانند روايات يا آيات استفاده كرده است و داراى روش خاصى ؛ مانند روايى ، قرآنى و يا اجتهادى است ، اما در ضمن آن ، به انديشهها و پيش فرضهاى خود كه متناسب با آيه است ،